تبليغاتX
دايره ها
90/12/01
نیاز، دانستن نبود.

گذر بود، از وحشت هرچه فکر.

با تمامی کلماتی که مقصود،

/ چقدر جسور/...

شادم از هرچه حماقت.

که اسباب بازی، اسباب بازی، اسباب بازی هرچه تکرار

توی دستان یخ کرده ی مقصود

سیگار دود کند توی هرچه ریه ام

و جاده برود توی هرچه مه

استوارم بر وجود

که دود چشمش را خواهد سوزاند

و مقصر، نود و هشت درصد دیگر مغزم.

شادم از هرچه حماقت؛

«اقیانوس باشم،
 برای لحظه ای.
با عظمتی چسبیده به لحظه ی وجود.
ورای وجود، اقیانوسیست
 که غروبش

جزیره ندارد»...

شب رفته است...

انگار آغاز برای همه سخت بوده و گاهی شب،

بی تاب مادرش میشود.

به آن روزهایی که چند تصویر گنگ توی ذهن دارند.

هی باید نوستالژی بزایند

و این اصلن خنده دار نیست

وهم جاده و وهم گام

اسباب بازی که بیفتد از دستت

آنوقت باید تکرار طی کنی تا خانه

در راه اتوبوسی سوار شوی و از خستگی

دراز بکشی آن وسط

تا پا روی پایت بگذارند

تا به مغزت برسند؛

که پاشیده،

روی پلاک اتوبوس


علی نوروزی

دی ماه 90

+  | نوشته شده در ساعت 17  توسط علی نوروزی  | 


90/05/19
من و تو شايد

شايد برادريم...

و اگر باشيم،

        يكي بزرگتر

يكي تا تصميم قطع درخت

بايد

تبر بردارد...

تبرها، صورتگران تكرارند

         و درختان تشنگان خون خويشتن

من و برادرم،

نگهبانان جنگليم

و يكيمان بزرگتر...

بايد

تبر بردارد . . .



تير 90

+  | نوشته شده در ساعت 12  توسط علی نوروزی  | 


89/12/11
در ناخود آگاه من،

مردمی هستند که هیچ یکسان نمی اندیشند.



علی نوروزی

زمستان 89

+  | نوشته شده در ساعت 18  توسط علی نوروزی  | 


89/10/29
 

این اثر به وسیله Gustav Klimt خلق شده و اسم اون هست The Kiss

 

The Kiss

منبع

+  | نوشته شده در ساعت 21  توسط علی نوروزی  | 


89/04/02
فريدا كالو متولد 6 جولاي 1907 مكزيك / كويوكن.

نقاش فراواقع گرا...

آثار او دقيقن همان چيزهايي هستند كه احساس او مي خواهد و با بي پروايي تمام روي بوم مي آيند. مثل بيورك خواننده.

هر جايي كه احساس مي كني بايد فرياد بزني، فرياد بزن. هر جايي كه احساس مي كني بايد قلم رو فشار بدي، فشار بده.

همين.


چند اثر از او :

خودچهره نگاري با گردنبند خار                  خودكشي دوروتي هال

       

عكسي از او و همسرش:

آهنگ Hope از Bjork

+  | نوشته شده در ساعت 19  توسط علی نوروزی  | 


88/11/19
توي خيابان،

بعد از صداي آژير و يك بوق ممتد،

چيزي جز سياهي نخواهي ديد

 و آدم هايي كي توي آن معلقند.

+  | نوشته شده در ساعت 11  توسط علی نوروزی  | 


88/08/25
می لنگد توی ساعت،

ابهام پوچ زمان...

+  | نوشته شده در ساعت 19  توسط علی نوروزی  | 


88/06/23
،روی آن سنگ بزرگ که از آنجا همه چیز معلوم بود

دیگر چیزی معلوم نیست.

از زمین، جز آن سنگ بزرگ

چیزی باقی نمانده است...

+  | نوشته شده در ساعت 9  توسط علی نوروزی  | 


88/05/14

نام اين اثر Mad concept هست كه توسط نقاش دانماركي Michael Kutsche طراحي شده. و هر چه فكر كردم، نشد كه ترجمه اش كنم.

Сумашедший концепт-арт Майкла Катчи


ديدن چند اثر ديگر:

http://2photo.ru/11361-sumashedshij-koncept-art-majkla-katchi.html

+  | نوشته شده در ساعت 10  توسط علی نوروزی  | 


88/03/24

 

Andrew Ek متولد 1975 در شهر Evanston، شیکاگوی آمریکا.

مادرم مشوقم بود. از همان کودکی شروع به کشیدن کردم. بیشتر کارام دایناسورها و حیوانات بودند. تا این که در 1982 پدرم خودکشی کرد. و باعث شد نقاشی هایم تیره شوند و خودم را با رفتن به سوی فیلم های وحشتناک، هنر و فیلم های نقاشی شده آزار دهم. این مرا به  کار با جلوه های ویژه علاقه مند کرد و پس از پایان دبیرستان در برنامه تکنولوژی طراحی صنعتی در موسسه هنر شهر Pittsburgh ثبتنام کردم. چیز نامعلومی مرا نا امید می کرد تا این که خبری دریافت کردم مبتنی بر افزایش مشکلات خانوادگی. از برنامه خارج شدم و از آن پس روی توسعه کارهای رنگ روغن متمرکز شدم.

 

و اکنون

اندرو اک پیکرنگار. پیکرنگاری در کارهای من تاثیر گرفته از رویاها و خیالهاست. که من علاقه مند به ایجاد کارهای با مضامین شهوانی هستم که الهام گرفته از حالات طبیعی داستان های سینمایی یا محیط اطراف خودم هستند.

 

در کارهای او چیزی که بیشتر از مضامین شهوانی به به چشم میخورد حالات چهره است که سعی در نشان دادن عشوه های زنانه دارد. عشوه های زنانه ای که در بر دارنده ی حالات ذهنی هستند و قصد دارند جوابی برای احساسات بیننده باشند.

        

ترجمه خودم بود احتمالن اشتباهاتی وجود داره. متن اصلی رو گذاشتم.

 

منبع : مجله هنر و طراحی

برای دیدن متن اصلی و آثار 

http://art.webesteem.pl/17/ek_en.php

 

 

سایت شخصی او

http://www.andrewek.com

+  | نوشته شده در ساعت 19  توسط علی نوروزی  |